اسلایدشو گیلان گشت اسلایدشو گیلان گشت اسلایدشو گیلان گشت اسلایدشو گیلان گشت اسلایدشو گیلان گشت

تقویم مهر ماه

شالیزار

مرکز جامع معلولین طراوت

دریا

جشنواره عکاسی

درباره گیلان

موقعیت جغرافیایی

استان‌ گیلان‌ با پهنه‌ای‌ به‌ مساحت‌ ۱۴۷۱۱ كیلومتر مربع‌ در میان‌ رشته‌ كوه‌های‌ البرز و تالش‌ در ساحل‌دریای‌ خزر و شمال‌ ایران‌ قرار گرفته‌ است‌. براساس‌ آخرین‌ تقسیمات‌ سیاسی‌ و اداری‌ سال‌ ۱۳۷۵، شهرستان‌های‌ استان‌ گیلان‌ عبارتند از: آستارا، آستانه‌ اشرفیه‌، بندرانزلی‌، رشت‌، رودبار، رودسر، شفت‌، صومعه‌سرا، طالش‌، فومن‌، لاهیجان‌ و لنگرود. شهر رشت‌ مركز استان‌ گیلان‌ است‌. استان‌ گیلان‌ با استان‌های ‌اردبیل‌ در غرب‌، مازندران‌ در شرق‌، زنجان‌ در جنوب‌ و كشور تازه‌ استقلال‌ یافته‌ آذربایجان‌ و دریای‌ خزر در شمال‌ هم‌ مرز و همسایه‌ است‌.

جمعیت گیلان براساس سرشماری صورت گرفته در سال 1395  ۲ میلیون و ۵۳۰ هزار و ۶۹۶ نفر است که از این میزان جمعیت ۱ میلیون و ۲۶۷ هزار و ۵۹۷ نفر مرد و ۱ میلیون و ۲۶۳ هزار و ۹۹ نفر زن هستند. همچنین استان گیلان ۳.۵ درصد از سهم جمعیت کل کشور را در اختیار گرفته است که این نرخ در سال ۹۰ برابر با ۴.۱ بوده بنابراین نسبت به سال ۹۰ به میزان ۰.۶ درصد کاهش داشته است.متوسط نرخ رشد سالانه کشور ۱.۲۴ درصد بوده که در این بین نرخ متوسط رشد استان گیلان با نرخ ۰.۴ درصد پایین تر از میانگین کشوری است.در حالی که متوسط بعد خانوار برابر با ۳.۳ است این نرخ در گیلان و مازندران برابر با ۳ بوده و این دو استان شمالی در انتهای جدول قرار دارند.استان گیلان با ۱۸۰.۲ سومیت استان پرتراکم کشور بعد از تهران و البرز است.میزان باسوادی در جمعیت ۶ ساله و بیش تر در گیلان برابر با ۸۷.۳ درصد است.

ناهمواری‌های‌ استان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ شامل‌: طالش‌، ماسوله‌ و پشته‌ كوه‌ و رشته‌ كوه‌ البرز است‌ كه‌ از سه‌ بخش‌ غربی‌، مركزی‌ و شرقی‌ تشكیل‌ شده‌ است‌. البرز غربی‌مانند حصاری‌ استان‌ گیلان‌ را در بر گرفته‌ است‌ و بلندترین‌ قله‌ آن‌ در گیلان‌ فك‌ یا دلفك‌ (آشیانه‌ عقاب‌) نام‌ دارد.جلگه‌های‌ استان‌ گیلان‌ درمیان‌ دریا و كوهستان‌ تا ارتفاع‌ یكصد متری‌ سطح‌ دریا گسترش‌ یافته‌اند كه‌ به‌ سه‌قسمت‌ عمده‌ تالش‌، گیلان‌ غرب‌ و گیلان‌ شرق‌ تقسیم‌ می‌شوند.


آب و هوا

اقلیم‌ سرزمین‌ گیلان به‌ آب‌ و هوای‌ معتدل‌ خزری‌ معروف‌ است‌ .كوهستان‌ تالش‌ با جهت‌ شمالی‌، جنوبی‌ و كوهستان‌ البرز با امتداد غربی‌ - شرقی‌، مانند سدی‌ از عبور بخار آب‌ دریای‌ کاسپین (خزر) و بادهای ‌مرطوب‌ شمال‌ غربی‌ به‌ داخل‌ ایران‌ جلوگیری‌ می‌كند و به‌ علّت‌ ارتفاع‌ زیاد موجب‌ بارندگی‌های‌ فراوان‌ در استان‌گیلان‌ می‌شود. تبخیر گسترده‌ آب دریای‌ کاسپین ،به افزایش‌ رطوبت‌ هوا در تابستان‌ و كاهش‌ آن‌ در زمستان‌ می‌انجامد. از این‌ رو، یخ‌ بندان‌ زمستانی‌ در نواحی‌ كناره‌ای‌ دریا بسیار كم‌ گزارش‌ شده‌ است‌. میزان‌ بارندگی‌ دراستان‌ گیلان‌ به‌ بادهای‌ مرطوبی‌ بستگی‌ دارد كه‌ در زمستان‌ از شمال‌ غرب‌ در بهار از شرق‌ و در تابستان‌ و پاییز ازغرب‌ می‌وزند. این‌ بادها، هوای‌ مرطوب‌ دریا را به‌ سوی‌ جلگه‌ گیلان‌ می‌رانند و موجب‌ بارندگی‌های‌ فراوان‌ وطولانی‌ می‌شوند.بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی سازمان هواشناسی، متوسط بارندگی در سال ۱۳۵ روز است. کمترین بارندگی در ماه‌های تابستان به خصوص مرداد و بیشترین ان در پائیز به ویزه مهر و آبان می‌باشد؛ ولی این امر ثابت نیست و گاهی ماه‌های فروردین، آبان، دی، بهمن و اسفند دارای بیشترین میزان بارندگی در سال می‌باشد.

باران‌های مداوم در رشت و گیلان، مردم این منطقه را وادار نمود، که در ساخت بام‌های خود از پوشش مناسبی بهره گیرند و بهترین و مناسب‌ترین پوششی که برای بام‌های خود اختیار کرده‌اند، استفاده از سفال بوده‌است، به طوری که این شهر در سال‌های نه چندان دور به شهر بام‌های سفالی مشهور بوده‌است.


کشاورزی

طبیعت گیلان با اقلیم معتدل، جلگه های آبرفتی و حاصلخیز، رودخانه های پر آب، بارش فراوان، جنگلهای انبوه و وسیع، مراتع طبیعی و حتی رویش زیرین جنگلی، قلمرو دریایی مملو از آبزیان ،تالابها و لاگونهای ساحلی و کرانه های ماسه ای در امتداد ساحل و حیات وحش غنی جملگی زمینه ساز اصلی و طبیعی فعالیت های اقتصادی را در گیلان تشکیل می دهند.

 کشاورزی مهمترین شاخص فعالیت اقتصادی در گیلان است و زندگی و معاش بخش وسیعی از مردم استان از طریق فعالیت های اقتصادی تامین می شود. هر چند که استان گیلان در کلیت خود به عنوان یک سرزمین حاصلخیز و مناسب فعالیت های کشاورزی شناخته شده است ،لیکن شرایطی از قبیل  اقلیم ،ارتفاع ،جنس خاک ،قابلیت دسترسی به آب در همه جا به طور یکسان و یکنواخت فراهم نیست. مهمترین کانون های کشاورزی در گیلان همان نواحی جلگه ای یا اراضی پست ساحلی هستند که ارتفاعی کمتر از 100متر از سطح دریای آزاد قرار دارند. از اینرو جغرافیای کشاورزی گیلان را می توان از طرفی بر اساس عامل ارتفاع به محدوده ها و قلمرو های زیر تقسیم کرد :

 الف)  اراضی جلگه ای: این اراضی که عمدتا ارتفاعی کمتر از 100متر دارند به دلیل مساعد بودن شرایط اقلیمی ،خاکهای آبرفتی و دسترسی به منابع آب مهمترین کانون فعالیت کشاورزی بوده و عموماً زیر کشت محصولاتی از قبیل برنج ، چای ، توتون ، انواع سبزی ها، صیفی و مرکبات قرار دارند به همین دلیل تمرکز اصلی جمعیت در همین اراضی جلگه ای دیده می شود.

 ب -  اراضی کوهپایه ای : زمینهای کوهپایه ای در بسیاری از نواحی گیلان پوشیده از جنگل بوده و تنها در حد ارتفاع محدودی به کشت چای یا درختان میوه اختصاص دارد. کشت برخی از محصولات خاص اراضی جلگه ای در امتداد دره ها و بر روی تراسهای رودخانه ها تا جایی که وسعت زمین و شرایط رویش اجازه دهد معمول است. دره رودخانه سفید رود از رستم آباد تا حوالی منجیل و لوشان به کشت زیتون اختصاص دارد.

 پ) زمینهای کوهستانی: در این زمین ها عمدتاً کشت غلات (گندم و جو)، گیاهان علوفه ای و نیز برخی گیاهان داروئی نظیر گل گاو زبان معمول است. در منطقه رودسر و نواحی مختلف اشکور حدود 200هکتار زمین در زیر کشت گل گاو زبان قرار دارد.

 نواحی جلگه ای به عنوان مهمترین کانون فعالیت های کشاورزی در گیلان به قلمرو های مشخصی از کشت های خاص قابل تفکیک است. هر چند که مرز بندی مشخص و کاملا دقیقی میان قلمرو کشتهای مختلف عملا مسیّر نیست ،لیکن نواحی زیر از نظر جغرافیای زراعی در بخش جلگه ای تا حدودی از یکدیگر قابل تفکیک هستند :

  • ناحیه تالش با کشت غالب برنج ،توتون ،درختان میوه و صیفی کاری
  • ناحیه رشت و فومنات با کشت غالب برنج ، توتون ،چای ،صیفی و سبزیکاری ،توتستان
  • ناحیه لاهیجان با کشت غالب چای ،برنج و بادام زمینی
  • ناحیه آستانه اشرفیه با کشت غالب برنج و بادام زمینی
  • ناحیه انزلی باکشت غالب برنج و صیفی
  • ناحیه لنگرود و رودسر با کشت غالب برنج ،چای ،صیفی ،مرکبات و فندق
  • ناحیه رودبار با کشت غالب زیتون ،غلات ،علوفه و بطور پراکنده فندق

حیات وحش

استان ما از مهمترین و ارزشمند ترین زیست گاه های موجود در ایران است. به طوری که از جنبه های زیبایی شناسی، بوم شناسی، اقتصادی ، اجتماعی، علمی(ژنتیکی) ، آموزشی و تفرجی از چنان اهمیت زیادی برخوردار است که ارزش منطقه را از نقطه نظر جایگاه حیات وحش در ساختار و کارکرد اکوسیستم های موجود در کشور خشک و نیمه خشک ایران کاملا توجیه می نماید. از این رو با دارا بودن این گنجینه های پر اهمیت نسبت به دیگر نقاط مملکت نمونه ای کم نظیر است. و تنوع جانوران استان گیلان بسیار زیاد بوده به گونه ای که از مهمترین مناطق پراکندگی پستانداران و پرندگان ایران است. پستانداران از نظر تعداد گونه ها نسبت به دیگر گونه های جانوری نظیر پرندگان جمعیت کمتری را شامل می شوند ولی به لحاظ ویژگی های اکولوژیک و نقش  آن ها در زنجیره ی غذایی و ایجاد تعادل حیاتی در اکوسیستم های مختلف از ارزش و اهمیت زیادی بر خوردار اند.از مهمترین آن ها می توان قوچ وحشی (گراز) عمدترین شکار و طعمه حیوانات گوشت خوار را تشکیل می دهند . خرس قهوای از دیگر حیوانات منطقه است.

گونه های جانوری موجود در این استان عبارتند از:

  • پستانداران شامل : مرال (بزرگترین گوزن ایران)، شوکا، گراز، فک، خزر، پلنگ، سیاه گوش، سگ آبی یا سمور، خرس قهوه ای، گرگ، شغال، گوسفند وحشی و ... - پرندگان شامل : انواع اردک های وحشی، بلدرچین، انواع پرستوها، پلیکان، انواع چکاوک، انواع حواصیل، خوتکا، فلامینگو، کبک، هدهد، غاز وحش، سینه سرخ، انواع عقاب و ...
  • ماهیهای گیلان ، فیل ماهی، اوزون برون، کیلکا، ماهی آزاد دریای خزر، سوف، کفال، ماهی سفید، کپور ،سیاه کولی و ...
  • دوزیستان مانند قورباغه

مناطق حفاظت شده

استان گیلان به لحاظ خصوصیات زیست محیطی خود، یکی از زیباترین مناطق ایران است که گونه های نادری از گیاهان و حیات وحش را در خود جای داده است.مناطق حفاظت شده استان گیلان عبارتند از پناهگاه حیات وحش (تالاب) سکه در صومعه سرا، منطقه حفاظت شده (تالاب) سرخانکل در بندر انزلی، منطقه حفاظت شده ناو اسالم در طالش، منطقه حفاظت شده تالاب استیل در آستارا، منطقه حفاظت شده لوندویل در آستارا ، منطقه حفاظت شده آلالان در طالش ، منطقه حفاظت شده (تالاب) سیاه کشیم در بندر انزلی، منطقه حفاظت شده لیسار در طالش، منطقه حفاظتع شده لوندویل در آستارا و منطقه حفاظت شده (تالاب بین المللی) امیر کلایه در لاهیجان که در بخش تالاب های استان گیلان به برخی از آن ها اشاره شده است.

منطقه حفاظت شده سیاه رود : این منطقه در 35 کیلومتری شمال شرقی شهرستان رودبار واقع شده و از تاریخ 15 دی ماه سال 1378 خورشیدی مورد حفاظت قرار گرفته است. مساحت این منطقه 28289 هکتار می باشد که حدود 5 الی 6 هزار هکتار آن جنگل های نیمه متراکم و بقیه اراضی کشاورزی و درختان جنگلی پراکنده است. روستاهای زیادی در داخل محدوده این منطقه پراکنده و جاده آسفالته توتکابن به داماش از وسط آن عبور کرده و قله بلند درفک در ناحیه شمالی آن قرار گرفته است. این منطقه دارای چشم اندازهای طبیعی و زیبایی است و مهم ترین گونه های گیاهی آن عبارتند از راش، ممرز، بلوط،افرا، نمدار، انجیلی، سرخدار، خرمندی، گردو، گیلاس وحشی و زالزالک.
 بخش وسیعی از این زیستگاه از اراضی مرتعی و کشاورزی تشکیل شده است و در ناحیه جنوبی بخش اراضی مرتعی منطقه رویشگاه اثر طبیعی ملی سوسن چلچراغ است. این گیاه به عنوان یک اثر ملی به ثبت رسیده است. از مهم ترین گونه های جانوری این منطقه می توان به مرال، شوکا، پلنگ، خرس، گراز، گربه جنگلی، شغال، تشی، راسو و پرندگانی نظیر کبک، ابیا، دارکوب، عقاب جنگلی،دلیجه و بحری اشاره نمود.
پناهگاه حیات وحش لوندویل: در حدّ فاصل لوندویل و بخش مرکزی شهرستان آستارا واقع شده و از جنوب به شهر لوندویل،از شمال به شهر آستارا، از شرق به دریای خزر و از غرب به جاده آستارا_لوندویل منتهی می شود. مساحت این منطقه بیش از 1074 هکتار می باشد. این منطقه در سال 1352 به عنوان منطقه حفاظت شده اعلام  شد و طی مصوبه شماره 63 مورخ 21 مرداد سال 1354 خورشیدی شورای عالی محیط زیست به مجموعه مناطق تحت مدیریت سازمان محیط زیست پیوست. ارتفاع متوسط این منطقه 20 متر پایین تر از سطح دریاهای آزاد است. این منطقه نمونه ای منحصر به فرد از باقیمانده جنگل های جلگه ای هیر کانی است و حدود یک سوم آن از برکه، آب بندان و تالاب های مشجر تشکیل شده است. از گونه های مهم گیاهی می توان به نی، لویی، انار وحشی، توسکای قشلاقی، ازگیل، لرگ، لیلکی، تمشک و ... اشاره نمود. این پناهگاه شامل زیستگاه های متنوع آبی و خشکی برای جانوان است و 125 گونه جانوری در این منطقه شناسایی شده اند که مهم ترین آن ها گوزن  زرد، مارال ایرانی، خرس قهوه ای، روباه معمولی، گراز، سمور آبی، گورکن، فُک دریای خزر، شغال، سیاه کاکل، پری شاهرخ، قوی فریاد کش، قوی گنگ، انواع اردک، حواصیل، گیلانشاه خالدار، فیلوش، باکلان کوچک و بزرگ،عقاب، کاکائی، پرستوهای دریایی، آبچلیک، حواصیل، سهره، قرقاول و درنا می باشند.
منطقه حفاظت شده لیسار :این منطقه در شمال شهرستان تالش قرار دارد و سیمایی متشکل از ساحل، اراضی جلگه ای و کوهستانی دارد. مساحت این منطقه 31142 هکتار می باشد و از سال 1356 خورشیدی مورد حفاظت قرار گرفته است.
از گونه های شاخص گیاهی منطقه میتوان به شیر دار، راش، ممرز، پلت، افرا، لرگ، توسکا، شب خُسب، صنوبر، درخچه های انار وحشی، گوجه جنگلی،تمشک، لیلکی، گونه های علفی همیشک، شبدر، گزنه، نی، لویی و ... اشاره کرد. جنگل های این منطقه که از نوع جنگل ها پهن برگ هیرکانی می باشند، طیف وسیعی از جانوران شامل همچون مرال، شوکا، خرس، پلنگ، گربه وحشی، سیاه گوش، کل بز، قوچ، میش، گرگ، روباه، کبک، کبک دری و انواع پرندگان شکاری را در خود جای داده است.
 کلمه لیسار به معنی «محل درخت لی» (نارون) می باشد. لی درختی است که در جنگل های ایران یافت می شود و در نجاری به کار می رود.


گونه های گیاهی

دلیل پوشش گیاهی غنی گیلان ممتاز بودن اقلیم آن است. جنگل به عنوان عالی ترین شکل پوشش گیاهی، نمادی از عملکرد مشترک آب، هوا و خاک می باشد. استان گیلان از این موهبت الهی به وفور برخوردار است هر چند بهره برداری های غیر معقول از آن ها از گذشته های دور تاکنون آسیب هایی را به آن وارد ساخته و وسعت آن را کاهش داده است با این حال بالغ بر یک سوم از مساحت استان را جنگل پوشانده است. چشم اندازهای جنگلی گیلان را در مجموع می توان به دو بخش جلگه ای و کوهستانی تقسیم کرد.
شرایط مساعد اقلیمی استان گیلان که یکی از مناطق پر باران ایران محسوب می گردد و نیز شرایط توپوگرافیک متنوع ساحلی _ دشتی و جلگه ای _ کوهستانی آن باعث گردیده تا این سرزمین از پوشش گیاهی بسیار غنی برخوردار باشد. اغلب مناطق دشتی و جلگه ای گیلان از گیاهان علفی اعم از یکساله یا چند ساله شامل چمنزارها، مزارع وسیع برنج و توتون و سایر گیاهان زراعی پوشیده شده و ارتفاعات میان بند و کوهستانی متوسط آن را جنگلهای غنی و متراکم با گونه های گیاهی متعدد در بر میگیرد. پوشیده شده و ارتفاعات میان بند و کوهستانی متوسط آن را جنگلهای غنی و متراکم با گونه های گیاهی متعدد در بر می گیرند.بعضی از ارتفاعات بالای استان که ماههای چندی از سال زیر پوشش برف قرار دارند دارای پوشش گیاهی خاص و اکثراً از گونه های انحصار و گاهی کم زی هستند که در مدت کوتاهی از سال رشد و نمو می نمایند. با مراجعه به اسناد و مدارک کتابهای گیاه شناسی ایران به این حقیقت دست می یابیم که در استان گیلان حدود1000 گونه گیاهی وجود دارد که برخی موجد جنگلهای زیبا ؛ گروهی به صورت علف هرز و برخی دارای گلهای زیبا و جذاب و بسیاری از آنها دارای مصارف دارویی، تغذیه ای، صنعتی، علوفه ای و با اسم فارسی ای محلی شناخته شده می باشد.


ویژگی های جمعیتی

تاریخ گیلان با تکیه بر پاره ای اشاره ها و کاوش های باستان شناختی ،به دوره پیش ار آخرین یخبندان (بین 50 تا 150 هزار سال پیش ) می رسد. به اعتقاد پژوهشگران استان گیلان قبل از ورود آریایی ها ،محل سکونت اقوام مختلفی بوده است که امروزه بر اثر عوامل طبیعی ، تاریخی و سیاسی و مهاجرت ها ، اثر چندانی از برخی از این اقوام کهن مشاهده نمی شود. اقوامی که در گذشته در استان گیلان زندگی می کردند عبارتند از :گیل ،دیلم ،کادوس ها ،مادها،کاس ها(کاسپین ها) و دوربیک ها. بنابر اظهارات دیاکونوف؛ دانشمند روسی ، نزدیک به 3000 سال پیش ، سرزمین پر جنگل کاسپین (سرزمین کادوسیان) و گیلان (سرزمین گیل ها) ،در شمال خاک ماد قرار داشته است. گیل ها به تدریج با کادوسی ها به صورت تیره واحدی در آمدند. در این میان دو قوم گیل و دیلم ،در این منطقه بیشترین تاثیر را داشتند و از همان آغاز ،فرمانروایان این قوم ار آزادی کامل بر خوردار بودند و هیچ گاه در برابر بیگانگان و حاکمان دیگر تسلیم نشدند و حتی ایشان در دوره حکومت مادها کاملا مستقل بودند.آن ها در قرن ششم پیش از میلاد با کورش هخامنش متحد شدند و دولت ماد را سرنگون نمودند. در حال حاضر نژاد و تیره هایی که در استان گیلان زندگی می کنند شامل تالشی ها ،کردها ،ترک ها ،ارامنه و مازندرانی ها می باشند.


 تاریخ و فرهنگ

تاریخ‌ گیلان تا شش‌ قرن‌ پیش‌ از میلاد، یعنی‌ تا زمانی‌ كه‌ تاریخ‌ نگاران‌ یونان‌، گوشه‌هایی‌ از تاریخ‌ ایران‌ را روشن‌ كرده‌اند، تاریك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكیه‌ بر پاره‌ای‌ كاوش‌های‌ باستان‌ شناختی‌ می‌توان ‌گوشه‌هایی‌ از آن‌ را روشن‌ كرد. آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمین‌های‌ سواحل‌ جنوب‌ دریای‌ خزر به‌ دوره ‌پیش‌ از آخرین‌ یخ‌بندان‌ (بین‌ ۵۰ تا ۱۵۰ هزار سال‌ پیش‌) تعلّق‌ دارند.

پیشینه‌ تمدن‌ گیلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پیش‌از میلاد مسیح‌ می‌رسد. در آن‌ دوره‌ «كاسی‌»ها برای‌ دستیابی‌ به‌ زمین‌های‌ بهتر به‌ نواحی‌ دیگر مهاجرت‌ كردند. درهمین‌ زمان‌، گروهی‌ از قوم‌های‌ مهاجر من‌جمله‌ آریایی‌ها به‌ علّت‌ تغییر آب‌ و هوا و افزایش‌ سرمای‌ قطبی‌ به‌ این‌منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آمیزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومی‌ منطقه‌، چندین‌ قوم‌ جدید تشكیل‌ شد كه‌ در این‌ میان‌ دوقوم‌ «گیل‌» و «دیلم‌» اكثریت‌ داشته‌اند. در سده‌ ششم‌ پیش‌ از میلاد، گیلانیان‌ با كوروش‌ هخامنشی‌ متفق‌ شدند ودولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند. زمانیكه‌ سلسله‌ هخامنشی‌ سرنگون‌ شد، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌سلوكی‌ها درآمد. در زمان‌ سلوكیان‌، فرمانروایان‌ محلی‌ گیلان‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ می‌كردند. در زمان‌ساسانیان‌، گیلان‌ تا اندازه‌ای‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در زمان‌ خلفای‌ عباسی‌، علویان‌ در كوهستان‌های‌ دیلم‌زندگی‌ می‌كردند و می‌كوشیدند دست‌ خلفای‌ عباسی‌ را از دیگر نقاط‌ ایران‌ كوتاه‌ كنند. چنین‌ بود كه‌ بنای‌ اتحاد دیلمیان‌ و علویان‌ پی‌ریزی‌ شد. در حدود سال‌ ۲۹۰ هجری‌ قمری‌، مردم‌ گیلان‌ و دیلم‌ به‌ مذهب‌ شیعه‌ روی‌آوردند. از همین‌ دوره‌ در تاریخ‌ ایران‌ سلسله‌هایی‌ با منشاء گیلانی‌ و دیلمی‌ پدید آمدند. یكی‌ از مهمترین‌ این‌سلسله‌ها «آل‌ بویه‌» بود. در قرن‌ هشتم‌ هجری‌ «اولجایتو» مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر این‌ سرزمین‌ پیروز شود.
گیلانیان‌ در روی‌ كار آمدن‌ خاندان‌ صفوی‌ نقش‌ مهمی‌ ایفا كردند ولی‌ در زمان‌ سلطنت‌ شاه‌عباس‌ اوّل‌، گیلان‌استقلال‌ خود را از دست‌ داد. در سال‌ ۱۰۷۱ هجری‌ قمری‌ شماری‌ از قزاقان‌ روس‌ به‌ قصد غارت‌ به‌ گیلان‌ هجوم‌برده‌ و دست‌ به‌ چپاول‌ زدند. نادر شاه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ زیاد به‌ افزایش‌ قدرت‌ نیروی‌ دریایی‌، گیلان‌ را مورد توجه‌ جدی‌ قرار داد.
گیلك‌ها در پیروزی‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نیز سهی‌ عمده‌ داشتند و آنان‌ در سال‌ ۱۲۸۷ ه.ق‌ پس‌ از دو روز پیكارعلیه‌ قزاقان‌ محّمد علیشاه‌، تهران‌ را فتح‌ كردند. نقش‌ مردم‌ گیلان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ و جنبش‌ میرزا كوچك‌ خان‌جنگلی‌ از نمونه‌های‌ درخشان‌ تاریخ‌ این‌ خطه‌ است‌.
استان‌ گیلان‌ از نظر فرهنگی‌ نیز یكی‌ از مناطق‌ ویژه‌ ایران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌ای‌ از سنن‌ دیرین‌ و باستانی‌ راپدید آورده‌ است‌. زبان‌ مردم‌ گیلان‌ نیز تحت‌ تأثیر تنوع‌ قومی‌، گویش‌های‌ گوناگون‌ دارد كه‌ مهّم‌ترین‌ آن‌ها گیلكی‌، تالشی‌ و دیلمی‌ است‌.


زبان و گویش

به تناسب تنوع قومی در استان گیلان ، زبان و گویش های رایج در این منطقه نیزمتفاوت می باشد اما گویش غالب دراین خطّه گیلکی ، تالشی و دیلمی است. گیلکی از زبان های ایرانی و یکی از شعب زبان پهلوی است که در واقع به عنوان زبان مادری مردم گیلان محسوب می شود. گیلکی خود به چند شاخه تقسیم می شود که در ناحیه شرقی و غربی استان از یکدیگر متمایز می باشند. به گویش ناحیه شرقی استان «بیه پیش» و به گویش ناحیه غربی «بیه پس» می گویند. به گویش بیه پس در رشت ، بندر انزلی ، لشت نشا ، صومعه سرا و کوچصفهان و گویش بیه پیش در لاهیجان ، لنگرود و رودسر رایج است.
 در قسمت غرب و شمال غرب استان به ویژه در مرز ایران و جمهوری آذربایجان همچون ماسال ، اسالم ، شاندرمن ، تالش و دولاب ، افراد به زبان تالشی تکلم می کنند. این زبان از جمله زبان های شمال غربی ایران است که در زمان های قبل (تا حدود قرن 10 هجری قمری )،در سرزمین آذربایجان رایج بوده و از آن پس ، جای خود رابه یکی از گویش های زبان ترکی داده است. درمیان اقوام ترک آذری مقیم این استان زبان ترکی آذری متداول است. در شهر هایی چون تالش ،آستارا ، رشت ، رضوانشهر و بندر انزلی اقوام ترک آذری سکونت دارند و به این زبان تکلم می نمایند.
از زبان های مهم دیگر استان گیلان ،زبان دیلمی است که با گیلکی تفاوت اساسی دارد .همچنین گالشی گویش رایج مردم کوهپایه ، تاش لهجه مردم رودبار و کرمانجی لهجه عمارلویی ها می باشد. در منطقه رودبار اقوام تاتی و کرد نیز سکونت دارد که به زبان های تاتی و کردی تکلم می نمایند. در شهرهای رشت و بندر انزلی اقلیتی از ارامنه سکونت دارند که به زبان ارمنی سخن می گویند.
در کنار این زبان ها، ساکنان این استان با فارسی نیز به عنوان زبان رسمی کشور ،آشنایی دارند.


گروه های قومی

این استان دارای هویت قومی مشخص است. گروههای قومی اصلی آن متعلق به شاخه شمال غربی گروه زبانهای ایرانیند. عمده ترینشان گیلک است که در جلگه مرکزی، حاشیه ساحلی شرقی و ارتفاعات جنوب غربی زندگی می کنند. گیلکها بر اساس تفاوت های گویشی و ویژگی های اجتماعی فرهنگی به سه دسته تقسیم می شوند :گیلک رشتی و لاهیجانی ،که به ترتیب در غرب و شرق جلگه زندگی می کنند، تفاوت های کمی نشان می دهند، ولی گیلک گالشی یا دیلمی در کوههای جنوب غربی زبان متفاوت و شیوه کشت و دامپروری متفاوتی با گیلک جلگه و تالشها که منطقه شان از کوهپایه تا دامنه البرز کشیده شده است دارند. گویش تاتی پیرامون رودبار تکلم می شود. به تازگی اندکی تازه وارد در استان استقرار یافتند : دامداران کرد پرورش دهنده بوفالو در جلگه پخش شده اند، قبیله کرد عمارلو نامش را به بخش شرق بخش عمارلو (گیلان) یا رودبار داده، بازرگانان و ماهیگیران ترک در ساحل از آستارا تا انزلی و کارمندان فارسی ادارات دولتی . نتیجتاً چند زبانگی قاعده سرتاسر استان است.
هر گروهی ساکن استان با یک یا چند فعالیت تولیدی خاص، مشخص می شود. اسامی قومی علاوه بر ریشه های سرزمینی، زبانی و فرهنگی به تخصص ویژه شغلی هم اشاره می کند. گیله مرد(مرد گیلانی) به کشاورزان جلگه اشاره دارد که گیلکی صحبت می کنند، در حالی که گالش، تولید کننده کوه نشین در شرق استان، گویشی به نام گالشی را استفاده می کند. اسم قومی عموماً ابعاد فرهنگی و حرفه ای را ترکیب می کند. برای بسیاری از گیلکیان خصوصاً شهرنشینان مرکز و غرب، یک تالش یک دامپرور است، گرچه تالش همان واژه را در مقابل یک گالش(دامدار)، برای شمالی ترین نقطه منطقه، برای یک زارع برنج استفاده می کند. جمعیت های مختلف که در منطقه همزیستی دارند به بیشتر منابع بومی دسترسی برابری ندارند. به این دلیل اسامی جمعی علاوه بر هویت به موفقیت نسبی در سلسه مراتب اقتصادی اشاره می کنند. منابع اصلی منطقه ای (برنج و در گذشته ابریشم) امتیاز مردمان جلگه نشین گیلک و گاهی تالش هستند. گیلکان همچنین بخشهای اصلی تجارت و مدیریت را در کنترل دارند. جمعیتهای کوهستانی سوی مرطوب البرز (گالش و بیشتر تالشان) متخصص پرورش گاو و گوسفند ، و در فضای منطقه جایگاهی جنبی دارند، و وضعیت پایین تری نسبت به همسایگان گیلکشان دارند. مذهب سنی بخشی از جمعیت در مناطق اسالم و طالش دولاب بر خلاف اکثریت شیعه جمعیت منجر به حاشیه رفتن تالشان شده است.


پوشاک بانوان

روسری، سربند (لچک)، پیراهن یا جمه، جلیقه، کت، الجاقبا، دامن، شلیته، شلوار و چادر کمر از جمله بخش های اصلی لباس محلی بانوان گیلان است. هر تکه از لباس زن گیلانی کاربردی داشته که با تغییر شرایط، نیاز به آن از بین رفته و کم کم حذف شده است.
الجاقبا :این پوشش از مخمل یا پارچه چادر شب دوخته میشود و پوشش زنان در کوهستان های شرقی و قاسم آباد می باشد.
شلیته یا کوتاه تومان (تنیان) این تن پوش دامنی کوتاه و پرچین است که به آن «گرد تومان» نیز می گویند. در مرکز و شرق گیلان دامن بلند چین داری مرسوم است که به آن دراز تومان(تنبان) می گویند و در غرب گیلان در زبان تالشی «شلار» نام دارد.
چادر کمر : چادر کمر پوششی است که بانوان گیلانی آن را به کمر  می بندند و بانوان ساکن جلگه به آن «کمر دبد» می گویند. بانوان چادر را هنگام کار کشاورزی مثل چیدن برگ سبز چای، وجین و چیدن مرکبات در هوای سرد و هنگامی که مجبورند ساعت ها به شکل خمیده کار می کنند، به دور کمر میبندند زیرا بستن آن علاوه بر گرم نگه داشتن آنان، از کمر درد جلوگیری میکند .همچنین از آن برای بستن کودک به پشت هنگام کار کردن استفاده می شود.
لباس های محلی زنان گیلان را می توان به سه بخش شرق، غرب تقسیم بندی کرد. لباس زنان شرق گیلان به لباس «قاسم آبادی»، لباس زنان غربی گیلان «تالشی» و لباس زنان مرکز گیلان با عنوان «رسوخی» معروف است. لباس«رسوخی» بیشتر در شهر ماسوله دیده می شود که یادگار زمان قاجار است و از شهر هایی مانند زنجان به گیلان رسوخ کرده است. پارچه هایی که در لباس زنان شرق و غرب گیلان به کار می رود نیز متفاوت است. در لباس زنان غرب گیلان متن پارچه های لباسی دارای گل های رنگارنگ و درشت است در حالی که در لباس زنان شرق گیلان زمینه پارچه ساده و یکرنگ است و تزئینات آن از نوار دوزی هایی با رنگ های مختلف تشکیل شده است. هر چند به کوهپایه های گیلان نزدیک می شویم، نوع پارچه ضخیم تر می شود مثلاً ساکنان دیلمان بیشتر از پارچه مخمل استفاده می کنند، لباس هایشان از جنس ابریشم است.
لباس زنان غرب گیلان دارای زنان غرب گیلان دارای زیبایی خاص و منحصر به فردی است. لباس تالشی در نمای کلی و در غربی ترین منطقه تالش شامل روسری یکدست سفید، جلیقه که گاهی با سکه های درشت تزئین می شود، پیراهن بلند تا مچ پا و دامنی که در فارسی شلیته و در زبان محلی شلار نامیده شده و زنان تالشی چند شلار را روی هم می پوشند. بلندی پیراهن و شلیته مشخص کننده بخش های مختلف غرب گیلان است به طور مثال در غربی ترین منطقه تالش (هشپر) پیراهن بلند و در ماسال پیراهن کوتاه تا بالای زانو می باشد.
لباس زنان شرق گیلان و منطقه قاسم آباد در شهرستان رودسر دارای ویژگی فرهنگی خاصی است. لباس زنان قاسم آبادی به دلیل تنوع رنگی زیاد و جذابیت بالا بسیار معروف بوده و عمومیت پیدا کرده است به طوری که نشانه هایی از این لباس در نقاط دیگر جلگه شرق گیلان دیده میشود . این لباس شامل یک روسری زیرین به نام «مندیل» می باشد که به جای آن از کلاه نیز استفاده شده و با تعداد زیادی سکه در قسمت پیشانی تزئین میشود. البته این کلاه مختص قاسم آباد نیست. جلیقه آن مانند جلیقه های دیگر است با این تفاوت که با سکه تزیین می شود. پیراهن قاسم آبادی تفاوت خاصی با پیراهن های نقاط مختلف گیلان دارد.
لباس های دیلمان نیز بسیار زیبا دوخته می شود. ویژگی های این لباس عبارتنداز استفاده از دوخت های ابتدای که سطح لباس را به حالت گسترده ای با نخ های رنگی و به وسیله دست بخیه ساده می زند، طرح گل و گلدان و ماه و ستاره که در معماری ایران استفاده می شده.از جمله طرح هایی است که به همراه طرح زیگزاگ در این لباس وجود دارد. همچنین در دیلمان نوعی از دامن زنانه با حفظ نشانه های تاریخی آن از پارچه مخمل دوخته می شود. لباس دیلمانی سراسر سکه دوزی شده است.
به طور کلی لباس محلی بانوان گیلانی به واسطه تنوع رنگ و نوع پوشش، یکی از بهترین انواع لباس های محلی ایران است.


 لباس مردان

 سرپوش مردان(کلاه) :کلاه پوششی است که مردان از پوست، شال و پارچه به شکل های مختلف می دوزند و بر سر می گذارند. کلاه های مردان گیلانی کلاهی است که در روستاها استفاده می شود که در نواحی مختلف استان متفاوت است.
کلاه مردان غرب گیلان عبارتست از :شال کلاه که از پارچه پشمی به رنگ مشکی و رنگ های متمایل به آن بافته می شود و در زمستان مورد استفاده قرار می گیرد. از این کلاه چوپانان نواحی غرب گیلان نیز در زمستان استفاده می کنند. کلاه چالگیزی یا چلگیزی کلاه که در نواحی کوهستانی هشپر استفاده می شود. کلاه ترک دار یا چهار گوش که از جنس پارچه سفید است و درتابستان مورد استفاده قرار می گیرد و کلاه عرق چین که سر پوش توری شکل و به رنگ سفید است و در تابستان و در هنگام خواب کاربرد دارد. کلاه مردان شرق گیلان نَمَت کلاه نامیده می شود که از جنس نمد بوده و به شکل تخم  مرغی بلند،کوتاه و یا چهار گوش است. این کلاه خردلی رنگ را در روز عروسی بر سر داماد قرار می دهند. چوپانان نواحی شرق گیلان از کلاهی به نام پوستین کلاه استفاده می کنند که از پوست بره دوخته می شود. مردان در هنگام ماهیگیری و زراعت در شالیزار،از کلاه حصیری استفاده می کنند.
تن پوش مردانه : مردان در استان گیلان در مواقع مختلف از پیراهن های مختلف استفاده می کنند. نوعی از آن ها، پیراهنی از جنس پارچه نخی به رنگ سفید یا آبی است که دارای یقه 3 سانتی بوده و از جلو باز می شود. این پیراهن دارای  آستین راسته با مچ  است. نوعی دیگر از پیراهن توسط چوپانان مورد استفاده قرار می گیرد که در شرق گیلان به چپ یقه موسوم است. کِش پیرهن نیز نوعی پیراهن زیر است که در زمستان و پاییز پوشیده می شود. در مواقع عروسی دامادها نوعی پیراهن به تن می کنند که به رنگ سفید می باشد ولی در روستای قاسم آباد قرمز رنگ است و شال قرمزی نیز بر روی آن بسته می شود.
چوپانان پوششی بلند به نام «باشلاق» بر تن می کنند که آب را از خود عبور نمی دهد و از برش زدن پارچه بافته شده (پشم شال) به دست می آید. ایشان در روز از پوشش کوتاه تری به نام «کولاگیر» و در شب از نوع دیگری به نام «شولا» استفاده می کنند که هر دو به صورت نمد مالی تهیه میشود.
جلیقه : جلیقه را که به آن جلقته یا جلقده می گویند، برای فصول پاییز و زمستان از جنس شال و برای بهار و تابستان از پارچه های نازک تر می دوزند.
شلوار : در غرب گیلان شلوار مردان تالش که آن را شلار می گویند دارای دمپای تنگ و اغلب به رنگ سیاه ،شیری و فلفلی است و جنس آن از پشم می باشد. مردان در شرق گیلان نیز شلواری که دمپای آن برای پیر مردان لوله ای ساده و برای جوانان دکمه ای است می پوشند که رنگ آن تیره می باشد. در گذشته در قاسم آباد رودبار نیز سر شلوار مردانه ای به نام قدک می دوختند که نوع پارچه آن نخی و رنگ آن مشکی یا سرمه ای بود. در غرب و شرق گیلان نیز شلواری تنگ  به نام تنگِ تومان رایج بوده است که مردان به هنگام رفتن به جنگل یا مزرعه می پوشیدند. در استان گیلان شلوار  تنگ چسبانی به نام «دیج» که دارای لیفه ای معروف به پیش پو لوک یا پیش پولوک یا شلوار جلو  دکمه دار یا تومان قیش می باشد. در کشتی گیله مردی (کشتی گیلان) شلواری به نام لاسپاره می پوشند.
ماهیگیران در هنگام صید از لباسی به نام فوکا استفاده می کنند. این پوشش سرهمی (کفش،شلوار و پیراهن)، از جنس لاستیک داخلی خودروهای سنگین است.
شال کمر : مردان استان گیلان بر روی شلوار و کمر خود شال می بستند و آن را «کمر دبد» می گفتند. عرض این شال 33-30 سانتی متر و طول آن 3-2 متر و به رنگ قهوه ای تیره یا سفید بوده است.
کت : مردان تالشی از کتی به نام چوخا یا شکه که از شال دوخته می شد،استفاده می کردند. شکل این کت معمولی و دارای یقه برگردان است. مردان در شرق گیلان و نواحی جلگه ای، از پشمه چوخا از جنس شال، کت می دوختند.
پاپوش : چوموش که به فارسی چموش گفته می شود نوعی پای افزار از جنس چرم ساده است که کاملاً بومی بوده و بیشتر ساکنان مناطق کوهستانی گیلان از آن استفاده می کردند اما امروزه کاربرد خود را از دست داده است. از امتیاز های این پای افزار،سبکی و یکپارچگی آن است. دو نوع چموش وجود دارد. یک نوع آن که مخصوص شکار می باشد به «شکار چوموش» معروف است و با بند چرمی به پا بسته می شود . نوع دیگر آن فاقد بند های چرمی است. در تالش دونوع چموش دوخته می شد. نوع مرغوب آن «ختنی» و نوع مرغوب آن که از پوست دباغی شده دوخته می شد،«مازرده» نام داشت. به مرور زمان که دوختن و استفاده از چموش از رونق افتاد، نوع دیگری که از لاستیک تهیه می شد به نام «رزین چموش» جای آن را گرفت. ساغری نوعی کفش چرمی بدون پشت و بی پاشنه است که روحانیون آن را می پوشیدند. ارسی نیز نوعی کفش چرمی پشت دار است. چاروق نیز کفش کفش دوخته شده ساده و پشت دار از پوست الاغ، اسب یا گاومیش است. نوعی پاپوش بافته شده از نخ کتان یا کنف به نام گیوه وجود دارد که در تابستان استفاده می شود. پوتین گالش نوعی گالش است که رویه آن کوتاه است و از جنس چرمی و جلو بندار است. مردان روستایی به هنگام کار در مزارع یا جنگل، از چکمه پلاستیکی استفاده می کنند. چوکوتور (چیکتور) پوشش مورد استفاده به هنگام حرکت روی برف بوده است که زیر چموش می بستند. چیک یا چوک به معنای پنجه و تور به معنای بافته می باشد. کفش چوبی یا کتله (دمپایی محلی) نوعی پاپوش بوده است که از چوب ساخته می شد و دارای دونوع بود. یک نوع آن دارای یک تسمه کلفت بود که انگشت بزرگ پا داخل آن قرار می گرفت. از این پاپوش برای طی راه های کوتاه و در حمام های عمومی استفاده می شد.


صنایع دستی گیلان

شرایط خاص جغرافیای گیلان، هوای مرطوب، کوههای پوشیده از جنگل و مناظر زیبا و رنگارنگ از یک سو و سوابق طولانی چند هزار ساله مردم  این سرزمین در هنر و صنعت از سوی دیگر موجب گردیده است که گیلان از دورانهای کهن تا امروز دارای صنایع و دست ساخته های زیبا، متنوع، گوناگون و پر محتوا باشد. برای صنایع دستی گیلان آغازی نمی توان تعیین کرد؛ به احتمال زیاد نخستین دست ساخته های گیلانیان نیز مانند ساکنین سایر نقاط از سنگ واستخوان حیوانات بوده و شاید همزمان با آنها وسائلی نیز از پوست و پشم حیوانات تهیه می شده است.
با توجه به آثار بدست آمده در نقاط مختلف گیلان می تواند ادعا کرد که در 2تا 3 هزار سال قبل از میلاد مسیح، گیلانیان نه تنها با صنایع دستی آشنایی داشته اند، بلکه در این رشته به مرا حل کمال دست یافته بودند. در هر صورت از شاخص های مهم صنایع دستی گیلان می توان به مواردی همچون :
سبد بافی و حصیر بافی، مرواربافی، بامبو بافی، سفالگری ، نمد مالی ، دستبافت های ابریشمی، پشمی و نخی، قالی بافی، چموش دوزی، چوبکاری، کدوی منقوش، قلاب دوزی، شیشه گری، مینا کاری(مینای خانه بندی)، گلیم و جاجیم اشاره نمود.


موزه ها

در حال حاضر، زیر نظر سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، نه موزه در گیلان مشغول فعالیت هستند. موزه رشت، که سابقاً خانه میرزا حسین خان کسمائی بود در سال 1349 تاسیس شد.
موزهء میراث روستایی گیلان واقع در پارک جنگلی سراوان، در کیلومتر 18 جاده رشت - تهران است. هدف این موزه، انتقال بناهای روستایی نیست و حفظ فرهنگ بومی، فن ساخت و دانش نا نوشته ای است که در روستاهای گیلان وجود داشته است. در این مجموعه، علاوه بر معماری روستایی مناطق مختلف استان، سایر عناصر فرهنگی مربوط به ابزار های زندگی و کار، خوراک، پوشاک و... هم به نمایش در خواهد آمد. ماسوله نیز دارای دو موزه مردم شناسی و حیاط وحش است. مزار کاشف السلطنه در لاهیجان با داشتن ادوات و وسایل سنتی و تخصصی مربوط به چای و مدارکی مربوط به چگونگی فعالیت های پدر چای ایران، به عنوان موزه تاریخ چای ایران فعال است. موزه نظامی بندر انزلی ،موزه آبزیان از دیگر موزه های گیلان هستند.


شیوه های نگه داری آذوقه

در گیلان در گذشته انبار کردن آذوقه دست کم برای شش ماه از سال یعنی پاییز و زمستان مرسوم بود. مردم بسیاری ازمواد مورد نیاز را خود تولید می کردند: مثلا" از انگور و انجیر خمس  می گرفتند؛ ازبادرنگ،آلبالو ، انجیر و پوست پرتقال و نارنج و دیگر مرکبات مربا می پختند؛ از گوجه فرنگی (پامادور)، گوجه سبز درختی (آلوجه و هلی) و انار ترش و نارنج رب می پختند؛ آّ غوره ،آب انارو آب نارنج را می گرفتند؛ و ازسیب و کشمش سرکه به دست می آورند. پیداست که تهیه ی این ها در هر موقع از سال ممکن نبود . دوری بازار، دشواری حمل ودرهوای بارانی و راه های پر گل و لای باعث می شد که آذوقه ی روزهای سخت سال را از پیش تهیه و در خانه انبار کنند.
یکی از وسایل نگه داری آذوقه استفاده از پوست بز یا گوسفند است پوست بز یا گوسفند را غلفتی( گرده پوس) می کنند و دباغی می کنند ، بریدگی های دست، پا و مخرج را باظرافت می بندند و از راه گلو در آن پنیر،آرد و روغن می ریزند و نگه می دارند. این انبان چرمی را در لنگرود و دیلمان هبوم و درلاهیجان هپومی می نامند.
خمنه ؛ نوعی انبان چرمی از پوست گوسفنداست که در آن برنج، حبوبات و چیزهایی از این دست می ریزند. در نوعی دیگر پنیر و شوره (سوره) نگه داری می کنند. آن را پوست یا خیک نیز می نامند.
قرمه: کوه نشینان گیلان گوشت و چربی گوسفند را با هم سرخ می کنند، در کوزه ای می ریزند و در زمستان به عنوان خورش از آن استفاده کنند.
برای خشک کردن باقالا  کمی برگ انار را همراه باقلا درآب جوش می ریزند، پس از چند بار به هم زدن ، آب را خالی و باقالی را در آفتاب پهن می کنند تا برای مصرف زمستانی خشک شود. برگ انار را برای این همراه باقالا می جوشانند تا هنگام خشک کردن دچار آفت مگس نشود.
باقلی مازندرانی خشک را در آب می خیسانند و همراه اشبل می خورند یا آن را می پزند و درعصرانه میل می کنند.
برخی از غذاها، به ویژه صیفی جات را در هوای آزاد نگه می داشتند.ظروف غذا، گمج ماست، ماهی دودی و شور،هندوانه ، خربزه و کدو را در آویزه ی جاداری که آن را از کاه برنج یا لی می بافتند و بر تیرهای چوبی ایوان خانه ی روستایی آویزان بود ، نگه داری می کردند.
برای نگه داری برنج و ماهی آن را دودی می کردند. ماهی وخاویار ماهی را در نمک و روناس شور می کردند.


 آشپزی گیلان

تا پیش از رایج شدن غذاهای حاضری، مردم گیلان در چارچوب فرهنگ خوراک خود که بازمانده از نسل های پیش بوده، مناسبت هایی را رعایت می کردند؛ امکانات فصلی، نیازمندی های بدن(برحسب دوران کار،بارداری و.....)، مناسبت های سنی، آیینی و مناسبت های عجین شده با ذهنیت تندرستی (گیله تجربه)در همه ی این مناسبت ها، برنج ماده ی اصلی خوراک گیلانی ها بود. آرد آن برای نان (کشتا،خلفه،لاکو)،حلوا(دنکوه)،شیرینی(کاکا) و برخی از آش ها به کار می ّامد. برنج برشته،شب چره و دهن چیلکای برخی از آیین ها بود.
برنج در گذشته به صورت کته پخته می شدو چلو برای مراسم مهمانی و جشن ها بود. اضافه کردن شوید یا باقلی و چیزهای دیگر به پلو از سنت های اخیر آشپزی گیلان است.
سبزی ها و صیفی ها از مواد بسیاری از غذاها هستندو به آشپزی محلی گیلان رنگی گیاهی وسبز می دهندو آن را متمایز می کنند. گیلانیان اصولا" برگ سیر،سیرخام و سیرترشی فراوان می خورند.از ویژگی های آشپزی بومی گیلان استفاده از سبزی های محلی معطر؛ گونه های مختلف نعناع نظیر بینه،چوچاق، و.... ،سیر و برگ سیراست،مزه ی ترش ،مزه ی بسیاری از خورش های گیلانی است.تخم مرغ نقشی اساسی در خوراک گیلان دارد. تخم مرغ نقشی اساسی در خوراک گیلان دارد.
گیلانی ها به وفوراز گوشت ماکیان و تخم آنها ،مرغابی های مهاجر و پرندگان بومی،ماهی ،گوشت گاو و گوسفند استفاده می کنند.
آشپزی در گیلان طولانی و پیچیده است. شست وشوی مواد مرحله ی اول کار است که وقت زیادی می طلبد، ساطوری کردن و آسیاب کردن سبزی و مغزگردو بخش دیگر کار است. اغلب خورش ها از چند ماده درست می شوند که برخی از آن ها باید جداگانه پخته شوند.
در پخت غذا در آب و بر شعله ملایم نیز روشی بسیار رایج است، چه برای آش وبرنج، چه برای گوشت و مرغ. در بیشتر دستورهای غذایی، این دو نوع روش طبخ با هم اعمال می شود.
گیلانیان فرهنگ طبخ در فر(به غیر از یک مورد؛ماهی فیبیج در تنور نانوایی)و بریان کردن ندارند،بلکه نظرشان معطوف به برشته، آب پز و مرطوب کردن است.